گنه از کیست ؟
جمعه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۴۷ ق.ظ |
PouYa |
۰ نظر
عاشقم ..
اهل همین کوچه ی بن بست کناری ،
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ،
تو کجا ؟
کوچه کجا ؟
پنجره ی باز کجا ؟
من کجا ؟
عشق کجا ؟
طاقتِ آغاز کجا ؟
تو به لبخند و نگاهی ،
منِ دلداده به آهی ،
بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی ..
گُنه از کیست ؟
از آن پنجره ی باز ؟
از آن لحظه ی آغاز ؟
از آن چشمِ گنه کار ؟
از آن لحظه ی دیدار ؟
کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ،
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب ،
تو را یک نظر از کوچه ی عشاق ببینم .. :)
" فریدون مشیری "
پــ.نــ :
گفته بودی که چرا محو تماشای منی | آنچنان مات، که حتی مژه بر هم نزنی | |
مژه بر هم نزنم تا که ز دستــــم نرود | ناز چشــم تو به قدر مــژه برهمزدنــی |

- ۹۳/۱۱/۱۰